تولد یک نوزاد به طور کلی به عنوان یک دوران شاد و از لحاظ عاطفی گرم در
زندگی و روابط والدین تصویر شده است والدین که در رویاهای دوران بارداری به چیزی جز
سلامت کودک خود نمی اندیشند انتظار تولد کودکی سالم با گسترده وسیعی از آرزوها و غوطه
ور شدن در شیرینی این رویاها کمتر پدر و مادر را برای تولد کودک مبتلا به نقص آماده
می سازد .و خانواده ها هیچ گونه آمادگی برای شنیدن خبر عدم سلامت فرزند خود ندارند
.
........ کودکم 2سال داشت که فکر کردم خیلی باهوش است امامشکلات رفتاری داشت
3ساله شد که دیدم ارتباط اجتماعی ندارد و فقط حس کردم عقب مانده است
4ساله شد که هیچ ارتباطی با ما نداشت .
6ساله وارد مدرسه گردید و به ما گفتند فرزندت اوتیسم است و وحشت این اسم
بیشتر از خود بیماری برایم بود
7ساله اموزش درسی برایش دشوار بود و به معلم خصوصی نیاز داشت
8 ساله بیماری فرزندم را قبول کردم و گفتم ای کاش از همان 2 سالگی متوجه
شده بودم و درحق کودکم کوتاهی نمی کردم .
9 ساله : مدرسه او را کلاس ویژه فرستادند تا دروس را به طور ساده تر و
ارام تر یاد بگیرد .
اکنون فرزندم کلاس دوم ویژه می باشد و از نظر درسی خوب است اما همیشه نگرانم
که اینده او چه خواهد شد .
ایا می توانم به همه بگویم کودکم دیوانه نیست بیمار است .
معلول روانی ، بیمار روانی نیست و زمینه ای تخصصی و کاملا جدا از اختلالهای روانی است
لطفا ادامه مطلب را دنبال کنبد.........
+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 10:54 توسط محسن رجبي
|