معلولان روانی

تولد یک نوزاد به طور کلی به عنوان یک دوران شاد و از لحاظ عاطفی گرم در زندگی و روابط والدین تصویر شده است والدین که در رویاهای دوران بارداری به چیزی جز سلامت کودک خود نمی اندیشند انتظار تولد کودکی سالم با گسترده وسیعی از آرزوها و غوطه ور شدن در شیرینی این رویاها کمتر پدر و مادر را برای تولد کودک مبتلا به نقص آماده می سازد .و خانواده ها هیچ گونه آمادگی برای شنیدن خبر عدم سلامت فرزند خود ندارند .

........ کودکم 2سال داشت که فکر کردم خیلی باهوش است امامشکلات رفتاری داشت

3ساله شد که دیدم ارتباط اجتماعی ندارد و فقط حس کردم عقب مانده است

4ساله شد که هیچ ارتباطی با ما نداشت .

6ساله وارد مدرسه گردید و به ما گفتند فرزندت اوتیسم است و وحشت این اسم بیشتر از خود بیماری برایم بود

7ساله اموزش درسی برایش دشوار بود و به معلم خصوصی نیاز داشت

8 ساله بیماری فرزندم را قبول کردم و گفتم ای کاش از همان 2 سالگی متوجه شده بودم و درحق کودکم کوتاهی نمی کردم  .

9 ساله : مدرسه او را کلاس ویژه فرستادند تا دروس را به طور ساده تر و ارام تر یاد بگیرد .

اکنون فرزندم کلاس دوم ویژه می باشد و از نظر درسی خوب است اما همیشه نگرانم که اینده او چه خواهد شد .

ایا می توانم به همه بگویم کودکم دیوانه نیست بیمار است .

 معلول روانی ، بیمار روانی نیست و  زمینه ای تخصصی و کاملا جدا از اختلالهای روانی است

 

لطفا ادامه مطلب را دنبال کنبد.........

ادامه نوشته

بیاییم احساسات معلولین را درک کنیم

 

 

متاسفانه طبق آمار سال ۹۰ بیش از یک میلیون معلول در کشور زندگی می کنند که این آمار به دلیل افزایش جمعیت مسلما رو به افزایش نیزهست

سوالی که امروز شاید درذهن بسیاری از ما باشد  این است که ما به عنوان یک انسان درمقابل انسان هایی که به صورت مادر زاد معلولند و یا در اثر یک صانحه و تصادف وحتی به دلیل جنگ دچار معلولیت شده اند چه مسوولیتی داریم؟

وقتی که نابینایی از مقابل ما می گذرد و یا فردی لنگ کشان کشان خود را به سویی می کشاند و یا با نهایت تون صدا سعی می کنیم تا به کری چیزی را بفهمانیم؛ احساسات مختلفی به ما دست میدهد

.نخست  خدا را شکر می کنیم که خود ما سالم هستیم ، بعد ابرازهمدردی و دلسوزی نسبت به فرد معلول می کنیم که دراین صورت شاید با پرداخت مبلغی پول، وجدان خود را آرام کنیم، عده ای هم  بی احساس و با نیم نگاهی از کنارشان میگذرند

عمدتا کمتر کسی  وجود دارد که از معاشرت با معلولین لذت ببرد. درحقیقت خودمان هم معاشرت با معلولین را با اکراه قبول می کنیم

 گاهی هم تصور کرده اید که آن کودکی که یک پایش میلنگد یا دستانش تحمل نگه داشتن یک لیوان آب را  هم ندارد و ما باید مرتبا خرده شیشه از روی زمین جمع کنیم  و یا حتی یکی از پاهایش را ندارد می توانست که آن   برادر و یا خواهر شیرین ما باشد، ما مجبور بودیم که تا آخرین عمر خود با او زندگی کنیم بله شاید برای ما هم اتفاق بیافتد.

درجامعه ما تا جایی که دیده شده سه نوع برخورد با معلولین وجود دارد :

۱- شخص معلول چنان  مورد محبت و علاقه  ناشی از دلسوزی قرار میگیرد که قابلیت ها واعتماد به نفس خود را از دست می دهد؛ دلسوزی بی جا سبب وابستگی شدید می شود و تا آخرین عمر چشم انتظار خانواده  می گردد.

۲- دربعضی خانواده ها با شخص معلول مثل یک درد  بی درمان رفتار می شود که نه درمان دارد و نه از بین رفتنی است. که وجودش مایه ننگ برای فامیل است پس راه چاره را مخفی کردن او می بینند و بدین ترتیب معلول بی نوا را در گوشه خانه پنهان می کنند

۳- دربعضی از خاناده ها هم با صرف هزینه های زیاد از یک دکتر به آن دکتر و می روند و به انتظار معجزه؛ روزهای زیادی  به انتظار  مینشینند و بعد ازسالها خرج درمان ونذر بالآخره می گویندکه (قسمت این بود)

 توجه کرده اید که خود معلولین چه احساسی دارند، ترس، گناه، و...آیا آنها امیدی به آینده دارند؟ ویا اینکه انسان های سالم با برخورد ناآگاهانه  هر گونه خوشبینی شان را نسبت به آینده وبهبود اوضاع، به نومیدی  و یاس تبدیل می کنیم.

اگر ما ذهنیت منفی خود را نسبت به معلولین تغییر بدهیم و وجود آنها را به عنوان یک آفریده خداوند قبول کنیم و به یاد داشته باشیم که خداوند متعال آنها را به خاطر گناه شان جزا نداده است و به علت نقص عضوی، خود را از کسی کنار نکشیم و معلول را مثل یک انسان بپذیریم، درواقعیت تغییرمثبت و ارزنده ی را درجامعه خود ایجاد کرده ایم که این روند فرهنگ مان را بیشتر درخشان می سازد.

 نباید فراموش کنیم که ما هیچ نقص عضوی نداریم ؟! در واقع همه ی مان معیوب هستیم منتها فرق این است که نقص عضو معلولین را می بینیم و خود را فراموش می کنیم که چه خلا و اعمالی مارا معلول ساخته .

اگر بجای اندیشیدن به عیب های یک معلول، به احساسات عالی آنها بیندیشیم، خود را مایل به دوستی با آنها خواهیم یافت و نیز کمک کردن ما به معلولین صرفا از روی دلسوزی و ناچاری نبوده بلکه همان طوری خواهد بود که به برادر و خواهرخود کمک می کنیم که در رشد روانی آنها نقش مهمی را ایفا نموده ایم.

 

پس بیاییم معلولین را درک کنیم


توصیه به والدینی که کودک معلول دارند

 

بعضی ها به شدت احساس گناه می کنند چون از طریق پزشکان متوجه می شوند که تولد این کودک غیرطبیعی به خاطر انتقال ژن معیوبی است که آنها با ازدواج فامیلی به کودک منتقل کرده اند. به خاطر این احساس گناه نمی توانند رفتار سالمی داشته باشند؛ یا از کودک طوری مراقبت می کنند که بدون هیچ قانون تربیتی و هر طور میل دارد بزرگ شود که در نتیجه کودکی وابسته و مساله دار خواهد شد یا او را به مراکز بهزیستی می سپارند و با حس گناه مضاعف زندگی را می گذرانند. به هر حال فرسودگی ناشی از این مشکل که ما آن را فرسودگی والدینی می گوییم (البته بیشتر عنوان فرسودگی مترنال را ذکر می کنیم چون مادرها در ارتباط با کودک بیمار هستند) می تواند والدین را از پای درآورد و در شرایطی قرار دهد که تصمیم های غیرمعقولانه بگیرند. همین چند روز پیش بود که پدر یک دختر مبتلا به اوتیسم با حالتی خاص رو به من کرد و گفت: «نمی توانید کاری بکنید که بمیرد؟»

درست است که شما انرژی زیادی برای پرورش و تربیت بچه صرف می کنید اما با فیدبک هایی که از او می گیرید و لذت از آنچه او آموخته خستگی و انرژی هدررفته تان جبران می شود. اما این والدین خیلی بیش از شما زحمت می کشند و هیچ بازخورد مثبتی دریافت نمی کنند پس فرسوده می شوند. اکثر این فرسودگی را در مادرها می بینیم. متاسفانه در اکثر مواردی که داریم می بینیم پدرها سعی می کنند با فراهم کردن شرایط کاری خاص خود را از محیط دور کنند و به بهانه کار بیشتر برای تامین هزینه های زندگی، مادر را دست تنها رها می کنند تا در کنار بچه عقب مانده باشد. این پدرها از پذیرش واقعیت و قبول مسوولیت پدر بودن فرار می کنند.

ادامه نوشته

کار و معلولیت

 کار و معلولیت (انواع اشتغال افراد دارای معلولیت )

مقدمه

تصور شما از یك فرد معلول چیست؟ شما هم مثل خیلی ها فكر می كنید همه افراد معلول روی ویلچر می نشینند یا فكر می كنید معلول كسی است كه قادر به انجام هیچ كدام از كارهای روزمره و عادی نیست. بهتر است ما هم اطلاعات و آگاهی مان را نسبت به  معلول و معلولیت بیشتر كنیم و حداقل بخشی از وظیفه مان را نسبت به این افراد انجام دهیم.

 

 ادامه مطلب را از دست ندهید...

 

 

 

ادامه نوشته

معلول کیست و معلولیت چیست؟

 

نقص عارضی فوق الذکر ممکن است حاصل از سیر طولانی یک بیماری بوده و یا نتیجه ی یک تروماتیسم ناشی از تصادفات وسائط نقلیه یا حوادث کار و یا اتفاقات و بلایات و جنگ و غیره باشد. آن طور که از این تعریف بر می آید، در اصل معلولیت یک نقصان جسمانی یا روانی وجود دارد که کاهش توانایی ظرفیت شخص را باعث می شود و این کمبود توانایی و ظرفیت است که منجر به نارسایی ها و عدم تکاپو محرومیت در زندگی مادی و معنوی شخص می گردد.

در ارزییابی یک معلولیت ضرورت دارد خصوصیات نقصان جسمانی یا روانی هم چنین کیفیت کاهش توانایی و ظرفیت بالاخره نحوه ی محرومیت شخص روشن گردد.

 

 

 

 

نقصان:
نقصان اطلاق می شود به هر نوع از بین رفتن نسج یا ضایعه دیدن بدن از نظر فیزیولوژی یا آناتومی یا قوای مغزی که ممکن است قطعی یا دائمی یا بر عکس موقتی و گذران باشد. این نقصان امکان دارد در سطوح مختلف قوای شخص و دستگاه های بدن به وجود بیاید مانند:
- قوای فکری مانند هوش حافظه تفکر
- قوای روانی مانند وجدان ادراک رفتار
- بیان تفهیم و تکلم
- شنوایی
- بینایی
- دستگاه های داخلی (گوارش قلب و عروق تنفس و غیره)
- اسکلت و دستگاه نگه دارنده
- شکل زیبایی و ظاهری

کاهش توانایی و ظرفیت:
کاهش توانایی و ظرفیت اطلاق می شود به کاهش کلی یا جزئی در توانایی شخص برای انجام دادن فعالیت مشخصی که باید به شکل مطلوب یا در حدودی که برای هر انسانی طبیعی می باشد به عمل آید. این توانایی و ظرفیت در حقیقت به شکل فعالیت ها و رفتارهایی است که معمولا عوامل لازم برای زندگی روزانه تلقی می شوند و عبارتند از:
- رفتار
- بر قرار کردن ارتباط با دیگران
- توجه به نظافت و مراقبت بدنی
- حرکت و جابجا شدن
- انجام وظائف خانگی
- مهارت در برابر موقعیت های مختلف
- استعداد به زندگی حرفه ای و اشتغال
- متفرقه
که می توان درجه وخامت این کاهش توانایی و ظرفیت را نیز در نوع خود تعیین کرد.

باید توجه داشت که هر یک از موارد بالا برای حوزه های فعالیتی طراحان صنعتی جای کار و تامل دارد اما متاسفانه در کشور ما فقدان وسایل کمکی برای معلولان به شدت احساس می شود و در اکثر موارد حتی ساده ترین کالا ها هم به علت بی توجهی طراحان به این قشر وارداتی هستند.

محرومیت:
کاهش توانایی حاصل از نقصان بالاخره منجر به محرومیت و متضرر شدن شخص در زندگی می گردد اگر چه معیار های ارزیابی این محرومیت و زیان دیدن بسته به جوامع مختلف فرق می کند ولی در کل برای این منظور بعضی از وظایف فرد را در نظر گرفته و ارزیابی می کنند که در مجموع به آنها وظایف بقا گفته می شود که عبارتند از:
- جهت یابی
- تحرک فیزیکی
- جابحا شدن و تغییر مکان
- اشتغال
- جذب شدن در جامعه
- استقلال اقتصادی

انواع معلولیت ها:
معلولیت ها بر حسب امکانات باز توانی و ترمیمی و نتایج اجتماعی اقتصادی آنها به طور کلی در چهار گروه عمده ی زیر طبقه بندی می شوند که هر کدام از این گروه ها شامل معلولیت های متعدد و متنوع می باشند:

- معلولیت های حواسی که به ویژه شامل معلولیت های بینایی و شنوایی هستند.
- معلولیت های احشایی که شامل معلولیت های قلبی عروقی تنفسی کلیوی و... می باشند.
- معلولیت های حرکتی که شامل انواع معلولیت های دستگاه حرکتی و اعصاب است.
- معلولیت های روانی که معمولا در خردسالان و بزرگسالان به طور جداگانه بررسی می شوند.

مواردی که می بایست در طراحی وسایل درمانی و کمکی افراد معلول در نظر گرفته شود عبارتند از:
• پیشگیری از آسیب
• بهره وری بیشتر
• ترقی و بهبود
• سهولت استفاده
• سازگاری و تطابق آن با این قشر

مواردی که درارزیابی معلولیت ضرورت دارد:
• کیفیت کاهش توانایی و ظرفیت
• خصوصیات نقصان جسمانی یا روانی
• نحوه ی محرومیت

عدم توجه به ویژگی ها ، گوناگونی محدودیت ها و آنتروپومتری و قابلیت های معلولان در طراحی موجب می شود تا دیگر توانایی های آنان نیز تحت تأثیر قرار گرفته و و از کار باز داشته شود.

طراحی برای معلولانقابلیت حمل و دوام:
• ابعاد
• توانایی فرد در جا به جا کردن وسایل
• روش جابه جا کردن
• وزن

وضعیت محیط:
• رطوبت
• اصوات
• آلودگی
• دما

قابل اعتماد بودن و قابلیت تعویض:
• طراحی باید همه ی امتیازات و قابلیت های لازم را با توجه به قابلیت ها و محدودیت های فرد معلول داشته باشد (فرد معلول بتواند از تمام قابلیت های آن استفاده کند. )
• طرح نباید باعث ایجاد استرس در فرد گشته و او را متوجه محدودیت هایش کند.
• طرح نباید ناتوانی فرد را تشدید کند و یا ناتوانی جدیدی به او بیفزاید.

ویژگی های محصولات مورد استفاده معلولان:
1. انجام اعمال ضروری Essential function
2. سودمندی productivity
3. ارضای فرد Personal satisfaction
4. سهولت استفاده Ease-of-use
5. طراحی همگانی universal design
6. saving به صرفه بودن و کاهش هزینه Cost

وسایل آموزشی و کمک درمانی و توانبخشی:
هدف ازاستفاده از این گونه وسایل کمک به فرد معلول در باز توانی و افزایش توانایی ها ی حرکتی و ذهنی می باشد در طراحی وسایل کمک آموزشی برای معلولان ذهنی و جسمی موارد زیر را باید در نظر گرفت:
• سهولت استفادهEase-of-use
• توانایی فرد در جا به جا کردن وسایل
• فرد معلول در استفاده از آن آسیب نبیند زیرا معلولان جسمی اجسام را گاهی پرتاب کرده و یا در دهانشان می کنند پس عدم استفاده از لبه های تیز و خشن از ویژگی های طراحی برای آنان است.
• اعمال کردن رگونومی ادراکی به خصوص برای معلولان ذهنی تربیت پذیر مثلا در طراحی وسایلی که هدف از کاربرد آن بیان مفهوم بزرگی و کوچکی، تطبیق بین موجودات مشابه یا غیر مشابه و تشخیص و تمییز دادن آنها از هم طراحان باید توجه داشته باشند که معلولانی که در این دسته قرار می گیرند فهم و ادراکشان گاهی به اندازه ی کودکان زیر 5 سال است. پس در طراحی وسایل کمک آموزشی باید دقت داشت تا در آنها ایجاد اشتیاق و انگیزه نمود.

منبع: برگرفته از پروژه "بررسی ارگونومی در افراد معلول"، رائیکا خورشیدیان، سعیده فراهانی، 1386، دانشگاه تهران
+ ویرایش ادبی و تلخیص

چگونگی برخورد منطقي با افراد معلول

  انسان موجودي است اجتماعي كه براي ادامه حيات و تأمين نيازهاي اوليه خود نيازمند برقراري ارتباط متقابل با ديگران است . يكي از عوامل مؤثر در زندگي فردي و اجتماعي هر كس تأمين نيازهاي اوست . انسان به جز نيازهاي اوليه خود (لباس، غذا، خواب، مسكن و …) نيازهاي ديگري هم دارد كه نقش مهمي در زندگي او ايفا مي نمايد (نياز به محبت كردن، محبت ديدن، مصاحبت با ديگران و …) بديهي است تأمين اين نيازها منجر به تأمين بهداشت رواني افراد خواهد شد . آمار و اطلاعات نشان مي دهد كه درصدي از افراد هر جامعه در اثر عوامل گوناگون ارثي يا محيطي به معلوليت و ناتواني گرفتار مي شوند.

ادامه نوشته

مشاوره با خانواده کودکان معلول

 

 

بديهي است مشاوره در راهنمايي والدين كودكان معلول  در مرحله آگاهي يافتن خانواده از وجود كودك معلول آغاز مي شود، هر چند هدف از انجام آن كوتاه كردن فاصله زماني شوك وارده تا پذيرش واقعيت در مورد فرزندشان مي باشد، ليكن اين امر بايد تا مراحل بعدي كه برنامه هاي درمان و توانبخشي آغاز مي شود، ادامه يابد. در اين مرحله نقش والدين هر روز پررنگ تر مي شود.

 پذيرش واقعيت – معلوليت كودك – از سوي پدر و مادر – دقت شود پذيرش هر دو نفر پدر و مادر لازم و ضروري است – مي تواند در تسريع برنامه درمان و توانبخشي و شروع به موقع آن نقش داشته باشد.

ادامه نوشته

آیا می دانید کلمه معلولیت از کجا آمده؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 کلمه معلولیت از یک بازی شانسی قدیمی آنگلوساکسون ها به نام  ((دست و کلاه)) که به انگلیسی همان handicap) است گرفته شده است.

در این بازی یکی از بازیکنان برای دستیابی به کلاه دیگر بازیکن و تعویض آن با کلاه خود با او به مبارزه می پردازد. برای مساوی کردن شانس دو بازیکن در آغاز بازی؛ مبلغی پول تعیین می شود و در کلاهی که ارزش کمتری دارد ریخته می شود تا بازیکن ضعیف در برابر رقیبش احساس ناتوانی و دشواری نکند